روزگاری است که سال و ماهمان در بی مهری و عبوسی ترک لبخند سپری می شود .
یکی گرفتار شتابزدگی ، یکی اسیر رنج های خود ساخته ، دیگری بندی تثلیث شوم زر و زور و تزویر ، و اندک مردمانی رنجور از طعم تلخ این همه که می بینند و البته صبور .
کجاست صدای بلند مردی که بخروشد و بخراشد این عفن دائمی نفس پروری و هوس پرواری را .
کجاست کلام روشن مردی که هزارو چند صد رمضان از او گذشت و هنوز و همیشه فرزند زمانه ی خویش است و نای شکافته ی قلمش نه بر سر مهاجر و انصار که امروز پیشرفته ی بشری را هم رسم الخط عینی مدد است و مراعات همیشه ی تقلای آدمی .
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
من ، همین من ساده ، همین که روزی از سلام ستاره می گفت و هنوز هم می گوید به " فرزند دروغ و فریب خلق " سلام نمی کنم .
من ، همین من ساده ، از چهره ی کریه نیرنگ و نفاق بیزارم .
من ، همین من ساده ، با تمام قلبم " میر حسین " را باور دارم .
یا علی مدد
کوچکتر ، وحید جلیلوند