تبليغاتX
ستاره زد... سلام کن
 

حالا دیگر سالهاست که فراموش کردیم ، آدمی را با حق می سنجند و نه حق را با آدمی .

حالا دیگر سالهاست از یاد برده ایم که تنها " رسول و آل " حجت بی قید و شرطند و نه هر بنی آدمی .

حالا دیگر سالهاست که شهادتین نجوا شده در لحظه ی تولد از خاطرمان رفته است

                                                               " و چه سوگواری تلخی "

کسی ( انگار پدر بود ) که می گفت : لا اله الا الله ... 

که یکی هست و هیچ نیست جز او      وحده لا اله الا هو

من ، همین من ساده ، در کمال صحت و سلامت عقل ، گواهی می دهم :

به نبوت احمد محمود و ولایت علی بن ابیطالب و اولاد طاهرینش تا قائم مهدی که حق خدا و هر بنده ی ستمدیده را خواهد ستاند .

و سوگند می خورم که هرگز آشوبی را تصدیق نمی کنم .  

و سوگند می خورم که شلاق جهل بر پیکر هیچ بنی بشری را روا نمی دارم .

و سوگند می خورم که هیچ عصبیتی و کمترین خشمی و کوچکترین رذالتی را نستوده ام .

و باز در صحت و سلامت چشم و گوش و روان ، گواهی می دهم :

که دوستانم ، که آشنایانم ، که هموطنانم ، که بسیار از همین سادگان صبور ، نه خس اند و نه خاشاک ، نه رذل و نه اوباش .

و در محضر قانون خداوند ـ و موکدا قانون خداوند ـ تنها یک پاسخ روشن و خالی از کبر و غرور و فریب می خواهند که :

                         " چرا هیچ نامه ای به مقصد نمی رسد ؟ "

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 19:43  توسط گوینده  | 

 

از حشمت اهل جهل به کیوان رسیده اند

                                     جز آه اهل فضل به کیوان نمی رسد

 

خواستم چند خطی بنویسم بلکه حالم بهتر شود ، بیت حضرت حافظ را دیدم و حالم بهتر شد . گفتم نکند این " تغافل " است و انگار می خواهم از این همه زخم ، خودم را به خواب بزنم . دیدم که نه ، یقین که بیدارم و هم در کنار این همه بیدار .

از ماشین پیاده شدم ، سیگاری روشن کردم و بعد قدم زنان هر چقدر که از " سید علی صالحی " یادم بود با خودم خواندم . یک بار ، دو بار و شاید حالا که از صد هم گذشته است ، آرامم . آرام درست مثل همین چند روز پیش .

 

اصلا فرض که مردمان هنوز در خوابند

فرض که هیچ نامه ای هم به مقصد نرسید

فرض که بعضی از اینجا دور ،

حتی نان از سفره و کلمه از کتاب ،

                                  شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفته اند ،

                                                           با رویاهامان چه می کنند ؟ 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 13:19  توسط گوینده  | 

 

روزگاری است که سال و ماهمان در بی مهری و عبوسی ترک لبخند سپری می شود .

یکی گرفتار شتابزدگی ، یکی اسیر رنج های خود ساخته ، دیگری بندی تثلیث شوم زر و زور و تزویر ، و اندک مردمانی رنجور از طعم تلخ این همه که می بینند و البته صبور .

کجاست صدای بلند مردی که بخروشد و بخراشد این عفن دائمی نفس پروری و هوس پرواری را .

کجاست کلام روشن مردی که هزارو چند صد رمضان از او گذشت و هنوز و همیشه فرزند زمانه ی  خویش است و نای شکافته ی قلمش نه بر سر مهاجر و انصار که امروز پیشرفته ی بشری را هم رسم الخط عینی مدد است و مراعات همیشه ی تقلای آدمی .

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی      

                                                مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی

 

من ، همین من ساده ، همین که روزی از سلام ستاره می گفت و هنوز هم می گوید به " فرزند دروغ و فریب خلق " سلام نمی کنم .

من ، همین من ساده ، از چهره ی کریه نیرنگ و نفاق بیزارم .

من ، همین من ساده ، با تمام قلبم " میر حسین " را باور دارم .

 

                                                                     یا علی مدد

                                                            کوچکتر ، وحید جلیلوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 11:55  توسط گوینده  | 

 

                                              بسم الله الحق الکریم

 

رفقا ، سلام :

سلام خسته از روح خسته می آید

از این سر شلوغی و خلف وعده های مدام ، مثل همیشه عذرخواهم .

تمام این مدت ، به قدر خواندن خطوطی که همیشه برایم قابل احترام بوده ، فرصتی داشتم و از پاسخش عاجز ـ مثل همیشه ـ

ساده بگویم : هر چند روز یکبار ، صفحه ستاره زد ( یا به قول سید علی اسلامی " کافه ستاره " ) را باز می کنم و بعد هم .... فقط شرمندگی و پاسخی که هیچ وقت نمی آمد .

راستی مثل همیشه ، " ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ." ـ رها کنم ـ

از برنامه های گروه بنویسم که :

ـ " باران به روایتی دیگر " : هفته ای یکبار ـ احتمالا پنج شنبه ها ـ و در ایام حج ، هفته ای دو بار .

ـ " ۴۰ دقیقه بدون قضاوت " : همان طرح موضوعات ویژه اجتماعی ، که هنوز در دست بررسی شبکه است .

ـ و یک طرح بسیار بسیار عزیز ، که ان شاالله سر فرصت توضیح مفصل خواهم داد .

از شما مثل همیشه ، انتظار یک سلام و دستهایی که رو به سقف اتاق بالاست .

و حالا دیگر میخواهم بخوابم و خواب خوش ببینم ـ مثل همیشه ـ

 

                                                 مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی

                                                             کوچکتر ـ وحید جلیلوند

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 15:36  توسط گوینده  | 

 

سلام ـ سلامی از پس تاخیری با سابقه از طرف همه اهالی " کافه ستاره " !!

با کلی حرف اومدم پشت کامپیوتر نشستم ، حرفایی از جنس گلایه ، ولی دیدم که رسم مروت نیست بعد از یک مدت طولانی چشم انتظاری مشتریای " کافه ستاره " موج منفی رو انتقال بدم .

بگذریم . . . یکی از دلایل یا شاید به قول دوستان توجیهات تاخیر ما ، این بود که منتظر بودیم پخش برنامه هامون قطعی بشه و با خبر خوش اعلام زمان پخش برنامه خدمت برسیم که تا این لحظه نشده .

فقط جهت اطلاع دوستان باید بگم که این گروه دو تا برنامه تو مرحله پیش تولید و تولید داره ، محتوای یکی مربوط به حال و هوای حج و زیارت و یکی دیگه اجتماعیه . عزیزانی که پیگیر کارای این گروه هستن ، فضای برنامه های حج رو با ما تو برنامه " رد پای باران " دو سال متوالی تجربه کردن اما با برنامه اجتماعی ما نا آشنا هستن . قالب این برنامه اجتماعی ، انتقادیه . یک سری از مشکلات و معضلات اجتماعی که کمتر یا جور دیگه بهش پرداخته شده ، دست چین کردیم و قراره که خیلی صریح و شفاف راجع به اونا بحث کنیم .

دعا کنید هر چه زودتر شاهد خروجی کار روی آنتن تلویزیون باشیم .

 

؟؟؟ چی ؟ حاج وحید جلیلوند ؟ خیالتون تخت ، خوبه خوب ! از همه اعضای گروه سرحالتره . مدام هم به فکر شماست و هی به من میگه : بابا ! مثلا تو گوینده ای ! یه حالی از بر و بچه های " کافه ستاره " بپرس . یه متنی ، پستی ، حالی ، احوالی . . . امان از این گوینده سایز ۴۴ ! هر چی عیب و کم کاریه ، مال این گوینده س !  باور کنید !

حاج وحید به شدت درگیر بازی تو سریال " نردبامی به آسمان " هست و تقریبا هر روز ضبط داره . احتمالا تو برنامه " شما و سیما " قسمت هایی از این سریال رو دیدید . کار خوبیه ان شا الله .

همین جا پیشاپیش ، تولد امیر عشق و لبخند ، فرمانده دلها ، حضرت علی ( ع ) رو به همه تبریک می گم و شادباش !

زیاد صحبت نکنم . از الان تا پست بعدی ، شنونده حرف ها ، گلایه ها ، تذکرات و خاطرات شما هستیم . حالا شاید بعضی وقت ها یه چند خطی هم تو کامنت دونی نوشتیم ! قبول کنید دیگه ، شما که گوینده رو می شناسید !

تو دعاهاتون ، گوینده ، حاج وحید و بر و بچه های " کافه ستاره " یادتون نره .

 

                                                             یا علی مدد

                                                           خدا نگهدار همه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 16:25  توسط گوینده  | 

 

عزیزان سلام !

یه سوال : مگه ما چند وقت نبودیم و آپ نکردیم ؟ چی ؟ ســـــــــــــــــــه ماه ؟ چرا اینقدر کشیده می گید ؟ خیلی کوتاه ، همش ۳ ماه !!! این کار ما به اون جوونایی که هر روز وبشون رو آپ می کنن ، در ! ما که از این نسل جدیدا نیستیم ، بابا ما قوم هندلیم ، زهوار دررفته ، مدل هزارو نهصد و بوق !

جان شما الانم کلی چای نبات و باقلوا به خودمون بستیم تا بتونیم این چند خط رو براتون بنویسیم . به قول علی میر فتاح نویسنده کتاب مستطاب " کرگدن نامه " ، ما " قلندرای پیژامه راه راه پوش " رو تحمل کنید دیگه !

بگذریم . دوستان سراغ آقای جلیلوند رو می گیرن ، احتمالا بعضیها ممکنه شنیده باشن که ایشون مشغول بازی تو سریال جدید آقای " محمد حسین لطیفی " هستن در نقش ریاضیدان و منجم بزرگ " غیاث الدین جمشید کاشانی " . پروژه سال جدید کلید خورده و ضبطش تا آخرای تابستون ادامه داره . قسمتی از کار تو تهران و قسمتی هم تاجیکستان تصویربرداری می شه .

و اما گروه " ستاره زد . . . " ، این گروه نامی هم خیلی بیکار نموندن و یه طرح اجتماعی برای شبای تابستون آماده کردن که هنوز تو مرحله مذاکره س . اجازه بدید کار قطعی بشه ، حتما توضیحات بیشتری خدمتتون ارائه می دیم . فقط اینو بگم که اگر کار تصویب بشه ، اجراش حتما با حاج وحید جلیلونده .

خب دیگه چی ؟ آها ، حال همه ما خوبه ، ملالی هم نداریم جز دوری شما و گم شدن خیالی دور که . . . . یادم رفت !

راستی عنوان این پست ، اسم یه رمانه از " آندره ژید "  دوست داشتید بخونیدش !

 

                 عزت زیاد ، خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 17:13  توسط گوینده  | 

                                   بسم الله الحق الکریم

 

رفقا سلام

از این همه تاخیر عذر خواهم .

بعد از سفر عجیب حج ، تا به امروز متاسفانه مجال خواندن این همه مطلب را نداشتم. یکی مشغله های ریز و درشت ۳۷ روز نبودنم بود و دیگر اینکه به قول علیرضا شجاع نوری : " این روزها ( محرم را می گفت ) ، فرمان از دستم در می رود . "

به هر ترتیب پیغام های شما را خط به خط خواندم ( همه را ) . . . و مثل همیشه و هر بار ، آرزو کردم که کاش شبیه حرفهای شما بودم . به خدا که هر چقدر به خودم نگاه می کنم ، اینها را که شما می نویسید ، در خودم نمی بینم . رها کنم . . .

ـ راستی عزیزی پرسیده بود : محصول ۳۷ روز سفر چه بود که درست دیده نشد ؟

دیده نشدنش را نمی دانم ، اما ۷ برنامه ۳۰ دقیقه ای تولید شد که اتفاقا علیرغم روش جاری حضرات ، به موقع هم پخش شد . ( ۲ برنامه هم به خاطر تاخیر SNG فرستنده در ارسال از مکه ، دیرتر پخش شد )

ـ نکته دیگر اینکه بنا بر اتفاق نظر همه صاحبان " ستاره زد . . . " ( که موءکدا مسئولین صدا و سیما نیستند ) این وبلاگ به فعالیت های مختلف گروه برنامه ساز " ستاره زد . . . " خواهد پرداخت .

و دیگر زیاده عرضی نیست .

راستش می خواستم از فقر و ناچاری مردمان امروز و تحمیق و دروغ بعضی به اینجا نزدیک ، بگویم که یادم آمد در فضایی تنفس می کنم که فقط مرگ را به تساوی تقسیم می کنند ! بماند برای نوبتی دیگر .

 

مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی .

وحید جلیلوند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 14:17  توسط گوینده  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 3:51  توسط گوینده  | 

سلام

تاخیرای بی حد و اندازه ما رو ببخشید ، ولی باور کنید تو این مدت از شما دور نبودیم . اگر هر روز وبلاگ رو چک نمی کردیم ، حتما یک روز در میون این کارو می کردیم و نظرات شما رو می خوندیم .

این دیر حاضر شدن ما چند تا دلیل عمده داشت :

اول اینکه ما تدارک برنامه میلاد امام حسن و عید فطر رو دیده بودیم ، ولی خب دوستان محبت کردن و زحمت مارو کم کردن . حتما می دونید که تو این شرایط چه احساسی به تیم برنامه ساز دست می ده ، حتی تو بین خودمون هم دچار کم حرفی مفرط شده بودیم از شدت لطف دوستان !

دوم اینکه در حال تدارک مقدمات برنامه " رد پای باران " بودیم . فکر کنم همه عزیزان با این برنامه از سال گذشته آشنا باشن .

سومی که مقدار خیلی زیادی برامون روحیه بخش بود ولی حسابی درگیرمون کرد ، ساخت یک " کلیپ ـ مستند " ۳۰ دقیقه ای با محتوای خطبه غدیر بود که با توجه به اینکه تو اطراف شهریار کار می شد و فضا هم باید حتما شبانه می بود ، همچین یه کمی مارو از کارهای یومیه غافل کرد . امیدواریم که مراحل مونتاژ این کلیپ هم مثل تولید خوب برگزار بشه و بتونیم نتیجه کار رو روز عید غدیر از تلویزیون ببینیم . چند تا عکس هم از پشت صحنه این کار رو هم تو این پست گذاشتیم محض آشتی کنون بعضیا !!!

مطمئن باشید تاریخ هر کدوم از برنامه ها که قطعی بشه ، حتما یا پست جدید می ذاریم یا حداقل تو کامنت دونی به سمع و نظر مبارک همه می رسونیم .

 

                                                 به یاد همه تون هستیم

                                                          خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 19:41  توسط گوینده  | 

keep a poem in your pocket

and a picture in your head

and you'll never feel lonely

at night when you're in bed

 

the little poem will sing to you 

the little picture bring to you 

a dozen dreams to dance to you

!at night when you 're in bed

 

سلام . بالاخره باید یه جوری متفاوت بودن رو نشون می دادیم دیگه ! گفتیم یه شروع کاملا متفاوت داشته باشیم .

البته از بعد زیبایی شناسی ، انصافا شعر قشنگیه و به دل می شینه .

این شعر از بعد زمینه شناسی هم قابل بر رسیه ! بله ... خوب که به محتوا دقت کنید می بینید صحبت از شعر و عکس و خاطره و... اینجور چیزاست . تو پستا ی قبلی ، شعر که داشتیم ، پست آخری هم که با چند تا عکس در خدمت بودیم ، خب حالا با توجه به منطق و مفهوم این شعر زیبا فکر می کنین چی کمه ؟ 

درسته . صادقانه با این همه غیبت به خاطره ها پیوست شدیم ...  ببخشید می دونم دارم پراکنده گویی می کنم ، خلاصه کنم : آقایون ! خانوما !  ما شب ولادت برنامه نداریم  ، نداریم ، نداریم . . . 

...

...

...

آخی ، داشتم خفه می شدم ! بگذریم . خیلی به دنبال دلیل و منطق این کار نباشید . مهم اینه که ما یه محیط مجازی و یه پایگاه دائمی برای تبادل افکار و احساساتمون داریم . مطمئن باشید تاریخ برنامه بعدی و یا کلا برنامه های بعدی این تیم رو به صورت کتبی و رسمی خبر می دیم . 

نماز و روزه همه تون قبول ، محتاجان رو از دعای خیر فراموش نکنید . 

                           

                                               حق نگهدار    

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 17:47  توسط گوینده  |